تبليغاتX
دست نوشته هاى مهدي اميني
 
   
     
 
 
 

 

شهادت دکترچمران،اسوه ايمان وجهاد به ادامه دهندگان راهش تسليت باد

 

خدايا! هدايتم كن!زيرا مي دانم كه گمراهي چه بلاي خطرناكي است.

خدايا! هدايتم كن !كه ظلم نكنم،زيرا مي دانم ظلم چه گناه نابخشودني است.

خدايا! نگذار دروغ بگويم ،زيرا دروغ ظلم كثيفي است.

خدايا! محتاجم مكن كه به كسي تهمت بزنم ،زيرا تهمت، خيانت ظالمانه اي است.

خدايا! ارشادم كم بي انصافي نكنم ،زيرا كسي كه انصاف ندارد شرف ندارد.

خدايا! راهنمايم باش تا حق كسي را ضايع نكنم ،كه بي احترامي به يك انسان،همانا كفر خداي بزرگ است.

خدايا! مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده ،تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده كنم.

خدايا! پستي دنيا و ناپايداري روزگار را هميشه در نظرم جلوه گر ساز ، تا فريب زرق و برق عالم خاكي ،مرا از ياد تو دور كند.

خدايا! من كوچكم ، ضعيفم ،ناچيزم ،پركاهي در مقابل طوفانها هستم،به من ديده اي عبرت بين ده ،تا ناچيزي خود را ببينم و عظمت و جلال تو را براستي بفهمم و بدرستي تسبيح كنم.

خدايا! دلم از ظلم و ستم گرفته،تو را به عدالتت سوگند مي دهم كه مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار ندهي.

خدايا! مي خواهم فقيري بي نياز باشم ،كه جاذبه هاي مادي زندگي،مرا از زيبايي و عظمت تو غافل نگرداند.

خدايا! خوش دارم گمنام و تنها باشم ،تا در غوغاي كشمكشهاي پوچ مدفون نشوم.

خدايا! دردمندم، روحم از شدت درد مي سوزد، قلبم مي جوشد، احساسم شعله مي كشد و بند بند وجودم از شدت درد صيحه مي زند،تو مرا در بستر مرگ آسايش بخش.

خسته شده ام ،پير شده ام ،دلشكسته ام ،نااميدم،ديگر آرزويي ندارم،احساس مي كنم كه اين دنيا ديگر جاي من نيست ،با همه وداع مي كنم و مي خواهم با خداي  خويش تنها باشم .

خدايا! به سوي تو مي آيم از عالم و عالميان مي گريزم،تو مرا در جوار رحمت خود سكني ده.

                                                                   دکترچمران

 
 
   |    نوشته شده توسط مهدی امینی
 
 
 

 

     می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
دکترعلی شریعتی
ستايش کردم ، گفتند خرافات است

        عاشق شدم ، گفتند دروغ است

    گريستم ، گفتند بهانه است

   خنديدم ، گفتند ديوانه است

  دنيا را نگه داريد ، می خواهم پياده شوم 

 دکتر علی شريعتی

 

سلام

ایام سالگرد معلم شهید دکتر علی شریعتی است.

دکتر  جان خیلی حرف با تو دارم که باید بزنم اما جای صحبتم اینجا نیست .

دکتر خیلی فکر کردم برای سالگردت چه مطلبی در وبلاگ بگذارم .مطلب زیبایی از تو خواندم که حیفم آمد دیگران نخوانند.

استاد یادت گرامی و روحت شاد باد

 

استحمار قدیم، برای اینکه هم از خودآگاهی انسانی و هم از خودآگاهی اجتماعی غافل کند، می خواهد

 تیپی درست کند كه ایده آلش تا نوک بینی باشد. یک ریش جلو، یک چادر عقب، یک کتاب دعا،

 یک مسجد، یک حرم، یک کربلا، یک حج، یک نماز و یک روزه، تمام ! دنیا و آخرت همه تأمین !

 برو دنبال کارت ! این تیپی است که آن استحمار قدیم درست می کند. فارغ از دغدغه دنیا و آخرت و

 فارغ از هرگونه مسئولیتی و حتی  فارغ از هرگونه دلهره ی جنایتی!

 و تیپ جدید: یک خانم، یک آقا، یک اتومبیل، یک کلینکس(دستمال کاغذی!)، یک مقدار قرض، تمام

این منحنی اش بسته می شود.

 آنها مي خواهند ما از آن قالب قدیم در بیاییم، می اندازمان در قالب جدید؛ از یکجا عصیان کنیم،

 در جای دیگر سرمان را بند می کنند. یک جایی نفی کنیم، جای دیگر به زانومان در می آورند. یک

 جایی را متوجه می شویم، جای دیگری غافلمان می کند. در یک جنگ زرگری دستشان را می خوانیم،

 زود یک جنگ دیگر در کنارش مطرح می کند و ما را می کشاند. بنابراین نسل ما با این شدت اسیر

 دست قدرت هایی است که، به همان سادگی که از مواد ساده، پلاستیک می گیرند(به هر شکل که

 اراده کنند، استاندارد شده) می توانند نسل ما را هم به هر شکلی كه بخواهند بسازند آن هم در سطح

جهانی! بنابراین استاندارد هم دارند آن هم در سطح جهانی و لذا تصمیم هم دارند آن هم در سطح جهانی !

این است که ما جوجه های ساده و غافلی که با یک چیز کوچک، عقده پیدا می کنیم، با یک چیز کوچک

جذب می شویم، با چیزهای کوچکی ناراحت می شویم و غم هایمان، دردهایمان، غصه هایمان،ایده آل

هایمان بسیار اندک است، چگونه می توانیم مطمئن باشیم که اسیر این قدرت های پیچیده و

چشم بندی های بسیار وحشتناک که حتی هوش را می رباید، نباشیم و آزاد و مستقل شویم و دچار

استحمار قدیم با جدید نباشیم؟

خیلی دشوار است. ولی من چنین فکر می کنم که هر مساله ای که در پیرامونمان مطرح است چه

 فردی و چه اجتماعی، چه به صورت علم و چه به صورت ادب، چه به صورت مساله اجتماعی و چه به

صورت مساله اخلاقی، چه بصورت هنر و چه بصورت فلسفه وچه زیبایی شناسی، چه به شکل دین و

 چه به شکل بی دینی، همه و همه، اگر ببینیم که در مسیرخودآگاهی انسانی یعنی توجه به خویشتن

 خویش و در مسیر خودآگاهی اجتماعی یعنی احساس مسئولیت در زمان و در جامعه، از توجه من به

مجموعه ای که وابسته به آن هستم، نباشد، نامش وعنوانش هر چه باشد ولو هر قدر هم حق و مقدس،

استحمار است، استحمار کهنه یا استحمار نو.

 

 

 
 
   |    نوشته شده توسط مهدی امینی
 
 
 

گرانی،گرانی وامااین بارشایعاتی که موجب گرانی وبی ثباتی بازارشد،صف های طولانی،انبار کردن مایحتاج ضروری خود برای یک سال پیامدهای این امربود وطبق پیش بینی های انجام شده باوجودخشکسالی امسال وضعیت نابسامانی در پیش رو ملت زجرکشیده وصبورایران خواهدبود واگراین بحران به خوبی مدیریت نشود عواقب بعدی زیادی رابه دنبال خواهد داشت وشاید همین پیش بینی های مردم که برگرفته از کارنامه شش ماهه اخیر است باعث چنین اوضاعی شده وامادراین مابین مافیای اقتصادی که دولت نهم از آن یاد کرده بود بیدارشده وبا شایعه سازی  واحتکارسود های کلانی به جیب میزند. البته جای تامل دارد که واقعا چه کسی مافیای ذکرشده را بیدار ساخته ؟!چه کسانی با بی کفایتی به خرمن این آشفتگی ها آتش زده اند؟!این هاسوالاتی است که باید جوابش را در مجلس هفتم جویا شویم چراکه به گفته نماینده تفت ومیبد در طول چهار سال مجموعا 3265مورد غیبت و6664تاخیر در مجلس دیده میشودکه خسارت ناشی از آن بالغ بر206میلیاردتومان است.وحال شما قضاوت کنید نباید ازآنان سوال شود.

از دولت باید پرسید چرابا وجود اینکه می دانست بودجه 87 تورم زاست ودردی از دردهای ملت رادرمان نخواهد کرد بودجه را 5روزه وبدون در نظر گرفتن شرایط حاکم برجامعه بست وتقدیم مجلس کرد.

کسانی که مدعی برقراری عدالت درجامعه هستند باید جوابگوی ملت صبور ایران باشند نه اینکه فرافکنی بکنند وبه دنبال لج بازی های سیاسی خود دست بر هراقدامی بزنند.

 

 
 
   |    نوشته شده توسط مهدی امینی
 
 
 

گراني ، گراني و باز هم گراني ... كلمه اي كه اين روزها از زبان مردم شنيده مي شود ، در خريد لوازم مايحتاج و كالاهاي اساسي و انواع مواد غذايي حس مي شود ، در روزنامه ها خوانده مي شود و توسط مسئولين ذي ربط ،بی توجهی وتكذيب مي شود .
وسوالاتی که درذهن من وهرایرانی دیگری موج می زند.

آیاآشفتگی اقتصادجهانی وبحران مواد غذایی به ایران سرایت کرده است.آیا دست بیگانه واستکبارجهانی وهمچنین مافیای اقتصادی درکاراست. آیا صاحبان صنعت و توليد و موادمصرفي مردم و در واقع سرمايه‌داران صنعت گر و توليدكنندگان دست به اقداماتي مي‌زنند.آیا تقاضادرجامعه بالا رفته وعرضه جوابگونمی باشد.

وچراهاوسوالاتی دیگر...امااگرخواسته باشیم پاسخی منطقی به این سوالات بدهیم باید گفت:این مسایل درکنارهم قرارگرفته اند وبه طورنسبی ودرصدی، دراین آشفتگی دخیل اندالبته یکی بیشترودیگری کمتر.امادرصد ونسبت بالا یی که ذهن همگان به آن معطوف است دولت نهم می باشد،دولتی که باروش های غلط وسیاست های نامناسب درعرصه اقتصاد به خرمن این آشفتگی هاآتش زده است وباعدم پایبندی به قواعد حکمرانی خوب شرایطی راایجادکرده که باعث نامساعدکردن فضای سرمایه گذاری ومحیط کسب وکاردرکشور،افزایش بی رویه واردات،نرخ تورم بالا،بحران دربازار سرمایه،وضعیت نابسامان نظام بانکی ونهایتا گرانی شده است البته بادرصدی که دربالا به آن اشاره کردم.

واما مردم كاري به سخنراني ها و تكذيب ها و خبر سازي هاودرصدهاندارندوفقط گلایه از گرانی هارادارند وبس.

 
 
   |    نوشته شده توسط مهدی امینی
 
 
   

 

دیشب یا قدیما افتادیم،اون روزا که مردم با صفاتر بودن تا آخت در می اومد صدنفر دورت بودن،یادش بخیر اون روزا که توی هوای گرم تابستان شبا با اهالی روستا می نشستیم توی ایوونه خونه مشتی رضا،هر کی از اهالی روستا یه قصه یا داستان رو برای بقیه تعریف می کرد،یکی قصه کرد شبستری ،یکی شاهنامه و یکی هم درد دلشو یا آرزوهاشو به زبون شیرین برای مردو زن ،بچه و جوون می گفت.از اون روزای خوب بیشتر مراد خان بیادم میاد چرا که اونو هر روز می بینم که توی کوچه ها پرسه می زد و از این طرف به اون طرف میره،راستی شاید بگی مرادخان کیه؟مراد خان ،یکی از اهالی روستا بود که ملک و املاکی توی روستا نداشت به همین دلیل اهالی اونو به سرمزرعه شون می برند و دم عصری هم یه چیزی به او می دادند،مرادخان آرزوهای زیادی توی سرش بود. یه روز اونقدر آروم بود و به اهالی روستا کمک می کرد،یه روز هم اونقدر شلوغ می کرد که ده بالا و پایین زیرو رو می کرد .حالا بگذریم از وصف حال این مرد که هر چی بگیم کم گفتیم،یه شب تو ایوونه مشتی رضا،مراد خان به منبر رفت و سرش گرم گفتن از این طرف و اون طرف شد ،شروع کرد به درد دل گفتن و آرزوهاشو گفت که می خواست همه فن حریف بشه ،یه کسی بشه مثل زورو،پول از ثروتمندان بگیره به فقیرا بده،گداها رو آقا کنه ،گاو مشتی حسنو خوب کنه، نزاره رستم سهراب رو بکشه،خلاصه سرتون رو درد نیارم می گفت اِل می کنم و بِل می کنم،مردم روستا هم غرق شنیدن حرفهاش شدن و اون شب همه تا صبح بیدار موندن تا مراد خان از منبر پایین اومد.صبح که شد اهالی روستاخوابشون برده بود،چوپون گله رو به صحرا نبرده بود در مکتب خونه بسته بود ،حمومی خواب افتاده بود و حموم هنوز آبش گرم نشده بود.

 

 

 

 

 

 

نوشته شده درنشریه داخلی دادمهر

 
 
   |    نوشته شده توسط مهدی امینی
 
 
 

 

 چه خوش می سرایداخوان ثا لث:

زندگی صحنه یکتای هنرمندی است

هرکسی نغمه خودخواندوازصحنه رود

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

 

چقدرزودگذشت، چهارسال سپری شد وزمام قدرت سیاسی منطقه ترشیز دوباره چرخه خود راتغییردادورای مردم این بارمحمدرضاخبازراروانه مجلس کرد واما دراین تغییروتحولات، فرازونشیب ها،خواه مدرس باشی یا دست نشانده رضاخان،  چیزی که می ماند یاد ست ویادگارونام،یادگاری که ممکن است خوب باشد یا بد،یادی که درذهن ها می ماندونامی که آیا به نیکی برسرزبانها خواهدآمدیا نه.

 
 
   |    نوشته شده توسط مهدی امینی
 
 
     
 

pctfx3.3

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور