|
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
 ستايش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گريستم ، گفتند بهانه است
خنديدم ، گفتند ديوانه است
دنيا را نگه داريد ، می خواهم پياده شوم
دکتر علی شريعتی
سلام
ایام سالگرد معلم شهید دکتر علی شریعتی است.
دکتر جان خیلی حرف با تو دارم که باید بزنم اما جای صحبتم اینجا نیست .
دکتر خیلی فکر کردم برای سالگردت چه مطلبی در وبلاگ بگذارم .مطلب زیبایی از تو خواندم که حیفم آمد دیگران نخوانند.
استاد یادت گرامی و روحت شاد باد
استحمار قدیم، برای اینکه هم از خودآگاهی انسانی و هم از خودآگاهی اجتماعی غافل کند، می خواهد
تیپی درست کند كه ایده آلش تا نوک بینی باشد. یک ریش جلو، یک چادر عقب، یک کتاب دعا،
یک مسجد، یک حرم، یک کربلا، یک حج، یک نماز و یک روزه، تمام ! دنیا و آخرت همه تأمین !
برو دنبال کارت ! این تیپی است که آن استحمار قدیم درست می کند. فارغ از دغدغه دنیا و آخرت و
فارغ از هرگونه مسئولیتی و حتی فارغ از هرگونه دلهره ی جنایتی!
و تیپ جدید: یک خانم، یک آقا، یک اتومبیل، یک کلینکس(دستمال کاغذی!)، یک مقدار قرض، تمام
این منحنی اش بسته می شود.
آنها مي خواهند ما از آن قالب قدیم در بیاییم، می اندازمان در قالب جدید؛ از یکجا عصیان کنیم،
در جای دیگر سرمان را بند می کنند. یک جایی نفی کنیم، جای دیگر به زانومان در می آورند. یک
جایی را متوجه می شویم، جای دیگری غافلمان می کند. در یک جنگ زرگری دستشان را می خوانیم،
زود یک جنگ دیگر در کنارش مطرح می کند و ما را می کشاند. بنابراین نسل ما با این شدت اسیر
دست قدرت هایی است که، به همان سادگی که از مواد ساده، پلاستیک می گیرند(به هر شکل که
اراده کنند، استاندارد شده) می توانند نسل ما را هم به هر شکلی كه بخواهند بسازند آن هم در سطح
جهانی! بنابراین استاندارد هم دارند آن هم در سطح جهانی و لذا تصمیم هم دارند آن هم در سطح جهانی !
این است که ما جوجه های ساده و غافلی که با یک چیز کوچک، عقده پیدا می کنیم، با یک چیز کوچک
جذب می شویم، با چیزهای کوچکی ناراحت می شویم و غم هایمان، دردهایمان، غصه هایمان،ایده آل
هایمان بسیار اندک است، چگونه می توانیم مطمئن باشیم که اسیر این قدرت های پیچیده و
چشم بندی های بسیار وحشتناک که حتی هوش را می رباید، نباشیم و آزاد و مستقل شویم و دچار
استحمار قدیم با جدید نباشیم؟
خیلی دشوار است. ولی من چنین فکر می کنم که هر مساله ای که در پیرامونمان مطرح است چه
فردی و چه اجتماعی، چه به صورت علم و چه به صورت ادب، چه به صورت مساله اجتماعی و چه به
صورت مساله اخلاقی، چه بصورت هنر و چه بصورت فلسفه وچه زیبایی شناسی، چه به شکل دین و
چه به شکل بی دینی، همه و همه، اگر ببینیم که در مسیرخودآگاهی انسانی یعنی توجه به خویشتن
خویش و در مسیر خودآگاهی اجتماعی یعنی احساس مسئولیت در زمان و در جامعه، از توجه من به
مجموعه ای که وابسته به آن هستم، نباشد، نامش وعنوانش هر چه باشد ولو هر قدر هم حق و مقدس،
استحمار است، استحمار کهنه یا استحمار نو.
|