|
ادامه مطلب قبلی :
وقایع و حوادث اجتماعی و تاریخی ، همانند پدیده های طبیعی ، احیانا از نظر ماهیت با یکد یگر اختلاف دارند . همه نهضت های تاریخی را ، نمی توان از نظر ماهیت ، یکسان دانست تشخیص ماهیت یک نهضت از راه های مختلف ممکن است صورت گیرد : ازراه افراد و گروه هایی که بار نهضت را به دوش می کشند ، ازراه علل وریشه هایی که زمینه نهضت را فراهم کرده است ، از هدف هایی که آن نهضت تعقیب می کند ، از راه شعارهایی که به آن نهضت قدرت وحیات و حرکت می بخشد ....
نهضت ایران به صنف و طبقه خاصی از مردم ایران اختصاص نداشت و ندارد ، نه کارگری است ، نه کشاورزی ، نه دانشجویی ، نه فرهنگی و نه بورژوازی . در این نهضت غنی و فقیر ، مرد و زن ، شهری و روستایی ، طلبه و دانشجو و... یکسان شرکت داشتند .
از آن جای که در فطرت هر فرد ، خدا جویی و خدا پرستی نهفته است و او را جویای تعالی و متنفر از کاستی و پستی در هر شکل و هر مظهر می نماید ، به انسان ایده می دهد ، او را طرفدار حق و حقیقت از آن جهت که حق و حقیقت است نه از آن جهت که پیوندی با منافعش دارد می نماید ، و دشمن باطل وپو چی می کند از آن جهت که باطل باطل است و پوچی پوچی است ، فارغ از هر منفعت یا زیانی ، عدالت و برابری و راستی و درستی از آن جهت که ارزشهای خدایی هستند ، خود به صورت هدف و مطلوب در می آیند نه صرفا وسیله ای برای پیروزی در تنازع زندگی .
و دیگر فرد طرف دار عدل می شود نه عادل ، دشمن ظلم می شود نه ظالم ، طرفداریش از عادل و دشمنیش با ظالم از عقده های روانی و شخصی ناشی نمی شود ، اصولی و مسلکی است .
و اما از نظر ریشه ، ریشه این نهضت را در جریانهای نیم قرن آخرحکومت پهلوی از نظر تصادم آن جریان ها با روح اسلامی جامعه باید جستجو کرد . در نیم قرن آخر جریان هایی رخ داد که برضد اهداف عالیه اسلامی بود که طبعا نمی توانست برای همیشه از طرف جامعه بدون عکس العمل بماند .
خلاصه آن چه در نیم قرن آخرحکومت شاه در جامعه اسلامی ایران رخ داد عبارت است از :
- استبدادی خشن و وحشی و سلب هرنوع آزادی
- نفوذ استعمار نو
- دور نگه داشتن دین از سیاست
- تحریف در میراث گران قدر فرهنگ اسلامی و صادر کردن شناسنامه جعلی برای این فرهنگ به نام فرهنگ موهوم ایرانی
- کوشش برای باز گرداندن ایران به جاهلیت قبل از اسلام و احیا شعارهای مجوسی
- تبلیغ و اشاعه مارکسیسم دولتی ، یعنی جنبه های الحادی مارکسیسم منهای جنبه های سیاسی و اجتماعی آن
- کشتارهای بی رحمانه و ارزش قایل نشدن برای خون مسلمانان ایرانی و هم چنین زندانها و شکنجه ها برای متهمان سیاسی
- تبعیض و ازدیاد روز افزون شکاف طبقاتی علی رغم اصلاحات ظاهری ادعایی
- تسلط عناصر غیر مسلمان بر مسلمانان در دولت
- نقض آشکار قوانین و مقررات اسلامی
- مبارزه با ادبیات فارسی اسلامی که حافظ روح اسلامی ایران بوده و است به نام مبارزه با واژه های بیگانه
- بریدن پیوند با کشور های اسلامی و پیوند با کشورهای غیر اسلامی
این امور به گفته شهید مطهری در طول نیم قرن آخر وجدان مذهبی جامعه ما را جریحه دار ساخت و به صورت عقده های مستعد انفجار در آورد .
از طرف دیگر امید طبقه روشن فکر به لیبرال غربی و دنیای سوسیالیست تبدیل به یاس شد .و از طرفی دیگر محققین و گویندگان و نویسندگان اسلامی توفیق یافتند که تا حدودی چهره زیبا و جذاب اسلام واقعی را به نسل معاصر آن زمان بنمایانند.
و به این صورت نسل به ستوه در آمده از ناهنجاریهای پنجاه ساله ، و سرخورده از غرب مآبی و شرق گرایی ، و آشنا به تعالیم نجات بخش اسلام ندای نهضت را لبیک گفته و از چنین ریشه هایی بود که نهضت اسلامی ایران مایه گرفت .
تا وب نوشت بعدی خدا یار ونگهدارتان
|